ترجمه "plastic" به فارسی

پلاستیک, پلاستیکی, سازنده بهترین ترجمه های "plastic" به فارسی هستند.

plastic adjective noun دستور زبان

Capable of being moulded; malleable, flexible, pliant. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلاستیک

    noun

    material of a wide range of synthetic or semi-synthetic organic solids

    If we are successful, we will revolutionize the plastics industry.

    اگرموفق شویم، صنعت پلاستیک را متحول خواهیم کرد.

  • پلاستیکی

    I have a plastic cup.

    من لیوان پلاستیکی دارم.

  • سازنده

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • تجسمی
    • ساختگی
    • تنایش
    • خوپذیر
    • دشایند
    • دشتار
    • وانمودین
    • دروغی
    • مبتذل
    • سطحی
    • (زیست شناسی - پزشکی) دشتار
    • (عامیانه) وابسته به کارت اعتباری
    • (فیزیک) موم سان 1
    • (ماده ی) شکل پذیر
    • (کارت) اعتباری
    • اثر پذیر
    • بس فراوری شده
    • تحت تاثیر قرار گرفتنی
    • تنایشی مجسمه سازی
    • دشتاری 0
    • دیس پذیر
    • ریخت گیر
    • سازنده [romoplastic]
    • عاری از خلاقیت
    • قالب پذیر
    • قالب گرفتنی
    • هنایش پذیر
    • وابسته به [rhinoplastic]
    • وابسته به قالب ریزی یا نمونه بر داری (مثلا در مجسمه سازی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plastic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "plastic"

عباراتی شبیه به "plastic" با ترجمه به فارسی

  • پوششهاي ورقي · پوششهای با لایه پلاستيكي · پوششهای ورقی پلاستیکی
  • پوششهاي ورقي · پوششهای با لایه پلاستيكي · پوششهای ورقی پلاستیکی
  • حذف کیسههای پلاستیکی
  • بمب خمیری · بمب پلاستیکی
  • لایه پلاستیکی
  • هنرهای تجسمی · هنرهای تنایشی · هنرهای پلاستیکی
  • پلاستیک وینیل
  • خاكپوشهاي خاكي · خاكپوشهاي شني · خاكپوشهاي پلاستيكي · خاکپوشهای خشک
اضافه کردن

ترجمه های "plastic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه