ترجمه "platitude" به فارسی

بیمزگی, پیش پا افتادگی, ابتذال بهترین ترجمه های "platitude" به فارسی هستند.

platitude noun دستور زبان

An often-quoted saying that is supposed to be meaningful but has become unoriginal or hackneyed through overuse; a cliché. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیمزگی

    If you think that I am going to return and talk platitudes to you, you are mistaken.

    اگر خیال میکنید که باز به اینجا برمی گردم و بیمزگی میکنم اشتباه کردهی ید؛

  • پیش پا افتادگی

    noun
  • ابتذال

    noun

    Emma found again in adultery all the platitudes of marriage.

    اما در هرزگی زنا همان ابتذال و خنکی زناشویی را باز مییافت.

  • ترجمه های کمتر

    • بیاتی
    • كليشه
    • (سخن و نوشتار) ابتذال
    • ترهه (ترهات)
    • تکرار مکررات
    • حرف کلیشهای
    • حرف یا نوشته ی مبتذل
    • سخن کلیشه ای
    • کلمه مبتذل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " platitude " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "platitude" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه