ترجمه "pleased" به فارسی
خوشحال, خوشنود, خرسند بهترین ترجمه های "pleased" به فارسی هستند.
Happy, content. [..]
-
خوشحال
adjectivehappy, content
That pleased the old man till he couldn't rest.
از این قضیه با بام خوشحال شد نمیدانست چه کار بکند.
-
خوشنود
In a state of satisfaction.
My brothers and sisters, how pleased I am to welcome you to this great world conference.
برادران و خواهران من، چقدر خوشنود هستم که شما را به این کنفرانس بزرگ جهانی خوشامد بگویم.
-
خرسند
adjectiveIn a state of satisfaction.
And although Short was still surprised he was more than pleased to be as helpful as he could.
و شورت در عین تحیر، از اینکه اکنون میتوانست به کلاید کمکی کند خرسند شده بود.
-
ترجمه های کمتر
- خوش وقت
- راضی
- ممنون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pleased " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Pleased" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pleased در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "pleased"
عباراتی شبیه به "pleased" با ترجمه به فارسی
-
لطفاً
-
از ملاقات شما خوشبختم · از ملاقات شما خوشوقتم · خوشبخت · خوشوقتم
-
یک لحظه صبر کنید
-
صورتحساب لطفاً
-
فرصت را برایتجدید احترامات فائقه مغتنم می شمارم
-
لطفاً
-
بفرمایید · خرسند بودن · خرسند کردن · خشنود بودن · خشنود ساختن · خشنود کردن · خواهش می کنم · خواهش میکنم · خواهشمند است · خواهشمندم · خوش آمدن · خوشوقت بودن یا شدن · خوشوقت کردن · دل خواستن · راضی کردن · سرگرم کردن · لطفا · لطفاً · مشعوف شدن یا بودن · مشعوف کردن · مهربانی · میل کردن · کیف کردن
-
صورتحساب لطفا