ترجمه "pleated" به فارسی

تاه دار, پلیسه دار, چروکیده، ورچروکیده بهترین ترجمه های "pleated" به فارسی هستند.

pleated adjective verb دستور زبان

Having pleats. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاه دار

  • پلیسه دار

  • چروکیده، ورچروکیده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pleated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pleated" با ترجمه به فارسی

  • (بیشتر در دامن و پیراهن زنانه) چین دو طرفه · چین دو سویه
  • (پارچه و لباس و غیره) چین · موی بافته · پلیسه · پلیسه کردن · پیلی · پیلی دار کردن · چین · چین دار کردن
  • (خیاطی - چین یا پلیسه ی دامن زنانه) چین تیز · چین و شکن · چین چاقویی · چینچین
  • (دامن زنانه و غیره) پیلی · چین پایا (که با نشستن از بین نمی رود)
  • (دامن زنانه و غیره) چین دوسویه
  • (پارچه و لباس و غیره) چین · موی بافته · پلیسه · پلیسه کردن · پیلی · پیلی دار کردن · چین · چین دار کردن
  • (پارچه و لباس و غیره) چین · موی بافته · پلیسه · پلیسه کردن · پیلی · پیلی دار کردن · چین · چین دار کردن
اضافه کردن

ترجمه های "pleated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه