ترجمه "pledge" به فارسی

گرو, رهن, وثیقه بهترین ترجمه های "pledge" به فارسی هستند.

pledge verb noun دستور زبان

To make a solemn promise (to do something). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرو

    noun

    security to payment

    Now he's going to pledge his soul forever.

    الان اون قلبشو براي هميشه پيشش گرو مي ذاره.

  • رهن

    noun
  • وثیقه

    noun

    We've already received a record number of financial pledges tonight, Beth.

    ما تا الان رکورد بیشترین مقدار وثیقه خرید مالی رو داشتیم ، " بث "

  • ترجمه های کمتر

    • رهن دادن
    • گرو گذاشتن
    • قول
    • عهد
    • ضمانت
    • متعهد شدن
    • گروگان
    • پیمان
    • گروی
    • بیعانه
    • درگروگان
    • (امریکا) برای عضویت در باشگاه دانشگاهی دوران آزمایشی را گذراندن
    • به سلامتی کسی نوشیدن
    • سرخ شدن
    • عهد کردن
    • قول دادن
    • وثیقه دادن
    • پیش پرداخت
    • کسی که این دوران را می گذراند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pledge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pledge
+ اضافه کردن

"Pledge" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pledge در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pledge"

عباراتی شبیه به "pledge" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pledge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه