ترجمه "plinth" به فارسی

ته ستون, ازاره, بنلاد بهترین ترجمه های "plinth" به فارسی هستند.

plinth noun دستور زبان

A block or slab upon which a column, pedestal, or statue is based. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ته ستون

    noun
  • ازاره

    noun

    the chocolate hued plinth pursued one with a peaceable persistency.

    ازاره شوکولاتی تا آنجا نیز با سماجتی بی صدا امتداد مییافت.

  • بنلاد

  • ترجمه های کمتر

    • ستونپایه
    • (معماری) پاسنگ
    • بخش زیرین دیوار (معمولا از آجر)
    • تندیس پایه
    • سنگ آستانه
    • سنگ کف درگاه
    • پایه ستون
    • پایه مجسمه
    • پایه ی مجسمه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plinth " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Plinth
+ اضافه کردن

"Plinth" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Plinth در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "plinth"

اضافه کردن

ترجمه های "plinth" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه