ترجمه "plodding" به فارسی
جان کنی ترجمه "plodding" به فارسی است.
plodding
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of plod. [..]
-
جان کنی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plodding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "plodding" با ترجمه به فارسی
-
(با زحمت یا مثل کسی که بار سنگینی حمل می کند) راه رفتن · (به طور یکنواخت و ملامت انگیز) کارکردن · رهنوردی با زحمت · زحمت کشیدن · صدای سنگین گام برداری · لک لک کردن · هن هن · هن هن کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن