ترجمه "plow" به فارسی

شخم زدن, شخم, گاوآهن بهترین ترجمه های "plow" به فارسی هستند.

plow verb noun دستور زبان

(US) Alternative spelling of plough. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شخم زدن

    verb

    I will be here but not to settle down and plow!

    من اینجا خواهم بود ولی نه برای ساکن شدن و شخم زدن!

  • شخم

    noun

    Ashley wasn't bred to plow and split rails.

    اشلی برای هیزم و شخم زاده نشده بود.

  • گاوآهن

    That plow, that harrow, remember in the war we planted mustard?

    یادت هس وقت جنگ با این گاوآهن و این بیلچه خردل میکاشتیم؟

  • ترجمه های کمتر

    • خیش
    • بساردن
    • (انگلیس) زمین شخم زده
    • (با خیش) کشت کردن
    • (با دستگاه) برف روبی کردن 2
    • (در امتحان ورودی) رد کردن یا شدن 0
    • (مانند دستگاه شخم زنی) جلو رفتن
    • (مجازی) درو کردن
    • (معمولا با: into) خرج کردن
    • (نجوم) دب اکبر (Ursula Major و Big Dipper هم می گویند)
    • با زحمت جلو رفتن
    • به سختی پیش رفتن 1
    • دستگاه جوی سازی
    • دستگاه شخم زنی
    • دستگاه شیار کنی
    • رجوع شود به snowplow
    • سرمایه گذاری کردن
    • شخم کردن
    • شیاردار کردن
    • کرت بندی کردن
    • کرت کرت کردن
    • گاو آهن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "plow"

عباراتی شبیه به "plow" با ترجمه به فارسی

  • تیغههای خیش · تیغههای گاوآهن
  • خیشها · خیشهای واگرد روي ديرك · گاوآهنها
  • (در دستگاه شخم زنی) خیش چند تیغه ای
اضافه کردن

ترجمه های "plow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه