ترجمه "plumpy" به فارسی
فربه, چاق, گوشتالو بهترین ترجمه های "plumpy" به فارسی هستند.
plumpy
adjective
Plump; fat; sleek. [..]
-
فربه
-
چاق
adjective -
گوشتالو
-
ترجمه های کمتر
- فربه کردن
- پر گوشت
- چاق شدن
- گنده شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plumpy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن