ترجمه "plunge" به فارسی

غوطه رفتن, شیرجه, فرو بردن بهترین ترجمه های "plunge" به فارسی هستند.

plunge verb noun دستور زبان

the act of plunging or submerging [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غوطه رفتن

    to thrust into water, or into any substance that is penetrable; to immerse

  • شیرجه

    noun

    Frodo led the way, and plunged quickly into the thick bushes beside the stream.

    فرودو جلو افتاد و با سرعت به میان بوتههای انبوه جویبار شیرجه زد.

  • فرو بردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • سقوط
    • شنا
    • سقوط ناگهانی، فرورفتن سریع
    • نزول
    • افتادن
    • ژرفگاه
    • (استخر و غیره) محل عمیق
    • (با شدت) به طرف جلو یا پایین حرکت کردن
    • (جامه ی زنانه) چاک دار بودن (به طوری که بدن را نمایان سازد)
    • (در آب یا جنگ و غیره) فرورفتن
    • (زیاد) سراشیب شدن
    • (عامیانه) بی محابا قمار یا خرج یا سرمایه گذاری کردن
    • (ناگهان در آب یا سوراخ و غیره) فرو کردن
    • (کشتی) رجوع شود به to pitch
    • آب تنی 0
    • افت ناگهانی
    • باز بودن
    • خروشان کردن
    • درشت نوشتن
    • سرازیر شدن
    • سرازیری تند
    • سرمایه گذاری یا قمار یا خرج بی واهمه
    • سقوط سنگین
    • شیرجه رفتن
    • غوطه ور شدن
    • غوطه ور کردن
    • غوطه وری
    • فرو افتادن
    • فرو رفتن
    • فرو روی 1
    • فرو پرش
    • محل شنا
    • محل شیرجه رفتن 2
    • گودال عمیق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plunge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Plunge
+ اضافه کردن

"Plunge" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Plunge در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "plunge"

عباراتی شبیه به "plunge" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "plunge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه