ترجمه "plurality" به فارسی
اکثریت نسبی, تعدد, تکثر بهترین ترجمه های "plurality" به فارسی هستند.
plurality
noun
دستور زبان
(uncountable) The state of being plural. [..]
-
اکثریت نسبی
most votes in election, but less than 50%
-
تعدد
nounWhat about the idea of the plurality of the worlds,
ایده تعدد جهان ها چه؟
-
تکثر
Let universality make way for plurality.
جهانشمولی را با تکثر گرایی عوض کنید.
-
ترجمه های کمتر
- بسماری
- بسگانگی
- بسگانی
- بیشی
- شمارایی
- انبوه
- گروه
- اضافه رای
- تعداد زیاد
- جمعیت کثیر
- داشتن چند شغل کلیسایی
- نیروهای ارتشی
- هر یک از این شغل ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plurality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "plurality" با ترجمه به فارسی
-
جمعالجمع
-
جمع بندی
-
(داشتن بیش از یک شغل یا مقام در آن واحد) تعدد مقام (یا شغل ها) · بسگانه انگاری · بسگانه گرایی · بسگانگی · تعدد · تکثر · تکثرگرایی · تکثرگرایی (فلسفه) · تکثرگرایی سیاسی · وفور · چند پیشگی · چند گانه گرایی · چند گرایی · چندگانگی · کثرت گرایی
-
بسگان کردن یا شدن · به صورت جمع در آوردن · جمعی کردن · شمارا شدن یا کردن · چند تایی کردن
-
تکثرگرایی دینی
-
(دستور زبان) صورت جمع (در برابر: مفرد singular) · با هم · بسگانه · بیش از یکی · تکثیر · جمع · جمع (دستور زبان) · جمعی · رمن · شمارا · چند تایی · چند گانه
-
بسگان وار · به صورت جمع · به طور جمعی · شمارا وار
-
اسم جمع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن