ترجمه "pneumatic" به فارسی
بادی, هوایی, نفسانی بهترین ترجمه های "pneumatic" به فارسی هستند.
pneumatic
adjective
noun
دستور زبان
(zoology) Having cavities filled with air [..]
-
بادی
on thefarther corner, pneumatic riveters rang on the sun plated skeleton ofa new building;
در نبش آن سوی خیابان صدای کوفته شدن چکشهای بادی بر اسکلت فلزی آفتاب گرفته ساختمان جدیدی طنین افکنده بود؛
-
هوایی
adjectiveThe US Post Office initiated pneumatic tube service in 1893.
دفتر پست ایالات متحده برای بار اول در 1893 خدمات لوله های هوایی رو شروع کرد.
-
نفسانی
-
ترجمه های کمتر
- گازی
- (جانورشناسی) دارای حفره های پراز هوا (مانند استخوان پرندگان)
- تحت فشار هوا
- دم فشاری
- وابسته به جان یا نفس
- وابسته به یا دارای هوا یا گاز یا باد
- کاواک دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pneumatic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pneumatic" با ترجمه به فارسی
-
(با فعل مفرد - بخشی از فیزیک که با فشار و خواص جنبشی هوا و گازها سر و کار دارد) دمفشار شناسی · پنوماتیک
-
مسيرهای كابلي · نقالهها · نقالههاي بادي · نقالههاي غلتكي · نقالههاي لرزان · نقالههاي مته · نقالههاي نواري · نقالههاي پيچي
-
سیستم پنوماتیک جمعآوری زباله ( سیستمی زیرزمینی که با فشار منفی هوا کار می کند)
-
خاصیت بادی یا هوایی · خاصیت چیزی که با هوای فشرده کارمیکند
-
جابجایی هوایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن