ترجمه "poet" به فارسی
شاعر, شاعره, سراینده بهترین ترجمه های "poet" به فارسی هستند.
poet
noun
دستور زبان
A person who writes poems. [..]
-
شاعر
nounperson who writes poems [..]
The great contemporary poet who established a new style of poem was “Nima Youshij.”
شاعر بزرگی که یک سبک جدید شعر را پایه گذاری کرد، نیما یوشیج بود.
-
شاعره
person who writes poems
Swineburne, he repeated, with the same mispronunciation. The poet.
مارتین با همان اشتباهی که در تلفظ داشت تکرار کرد سواینبرن شاعره.
-
سراینده
noun
-
ترجمه های کمتر
- سروادگر
- واتگر
- سخن سرا
- شاعر (گاهی به شاعر زن می گویند: poetess)
- چامه سرا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " poet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Poet
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Poet" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Poet در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "poet" با ترجمه به فارسی
-
انجمن شاعران مرده
-
شاعران انگلیسی (به ویژه : Wordsworth و Coleridge و Southey) که ساکن سرزمین دریاچه ها در شمال غربی انگلیس بودند
-
شاعران پارسیگوی
-
شاعر شیرخوار در دخمه سنگی
-
شاعران متافیزیکی
-
ملکالشعرا
-
(انگلیس) ملک الشعرا (که توسط پادشاه گزیده می شود) · سر شاعر دربار · شاعر عمده ی کشور یا ناحیه · ملکالشعرا
-
نقال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن