ترجمه "poignant" به فارسی

شدید, سخت, اندوهبار بهترین ترجمه های "poignant" به فارسی هستند.

poignant adjective دستور زبان

(obsolete, of a weapon etc) sharp-pointed; keen. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شدید

    adjective
  • سخت

    adjective
  • اندوهبار

  • ترجمه های کمتر

    • سوزان
    • انگیزان
    • ستهم
    • تأثیرگذار
    • نیشدار
    • بران
    • محرک
    • (قدیمی) دارای مزه ی تند
    • (مجازی) تند
    • ترحم انگیز
    • تند بو
    • تند مزه
    • تند و تیز
    • تکان دهنده
    • تیز بوی
    • جگر سوز
    • حزن انگیز
    • دارای بوی تند
    • دل انگیز
    • دل شکن
    • رقت انگیز
    • هوس انگیز
    • پر ادویه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " poignant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "poignant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه