ترجمه "point-blank" به فارسی
بی پرده, رک, (تیراندازی) از نزدیک بهترین ترجمه های "point-blank" به فارسی هستند.
point-blank
adjective
adverb
دستور زبان
(forensics) very close; not touching but not more than a few metres (yards). [..]
-
بی پرده
adjective -
رک
adjectivehe told me point blank that clergymen seldom understood anything about business
رک و راست به من گفت کشیشها از کسب و کار چیزی سرشان نمیشود
-
(تیراندازی) از نزدیک
-
ترجمه های کمتر
- بی محابا
- تیر انداخته شده از نزدیک
- راست
- رک و راست
- رک گو
- سرراست
- صاف وساده
- صریح
- صریحا
- مستقیم
- مستقیما
- نزدیک به دهانه
- نیرومند
- پرحرف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " point-blank " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن