ترجمه "poisoned" به فارسی

زهر الود, زهر اگین, زهر خورده بهترین ترجمه های "poisoned" به فارسی هستند.

poisoned adjective verb دستور زبان

(of a living thing) Killed, paralysed, or harmed by receiving a dose of poison. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زهر الود

  • زهر اگین

  • زهر خورده

    it was just an hysterical woman who had quarrelled with her lover and taken poison;

    صرفا زنی عصبی مزاج که با فاسق خود مرافعه کرده بود زهر خورده بود:

  • ترجمه های کمتر

    • زهرداده
    • مسموم
    • مشوب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " poisoned " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "poisoned" با ترجمه به فارسی

  • زهرالودگی · زهراگینی · سمیت
  • قارچهای سمی
  • زهرش خون (نام فنی آن : septicemia) · عفونت خون · مسمومیت خون
  • (قدیمی) مسمومیت غذایی (امروز: food poisoning)
  • جوندهکشها · سموم موش بزرگ آزمايشگاهي
  • بازهر کشنده · زهر دهنده
  • (پزشکی) زهر زدگی (یا مسمومیت) سربی · مسمومیت سرب
  • بطور زهرداریا سمی
اضافه کردن

ترجمه های "poisoned" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه