ترجمه "poke" به فارسی

زدن, زدن سک, هل دادن بهترین ترجمه های "poke" به فارسی هستند.

poke verb noun دستور زبان

To prod or jab with a pointed object such as a finger or a stick. [from later 14th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زدن

    verb

    Mr. Grimwig poked the fire with a flourish.

    بعد مشغول به هم زدن آتش بخاری شد.

  • زدن سک

    to jab with an object such as a finger or a stick

  • هل دادن

    Verb
  • ترجمه های کمتر

    • سیخونک
    • سقلمه
    • خلانیدن
    • سنبیدن
    • انبان
    • منگنه
    • ضربت
    • کندن
    • موجودی
    • (آتش) سیخونک زدن
    • (خودمانی) پول
    • (خودمانی) کیف پول
    • (قدیمی) جیب
    • (مجازی) فضولی کردن
    • (محلی) کیسه
    • به هم زدن
    • بیرون آمدن
    • بیرون آوردن
    • داخل کردن
    • در آوردن
    • رجوع شود به cowboy
    • رجوع شود به slowpoke
    • زیر و رو کردن
    • سقلمه زدن
    • سیخونک زدن
    • ضربه (با آرنج یا هر چیز مشابه آن)
    • ضربه زدن (با آرنج یا هر چیز مشابه آن)
    • فرو کردن
    • فشار با نوک انگشت
    • پارچه کهنه
    • پیدا بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " poke " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Poke
+ اضافه کردن

"Poke" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Poke در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "poke" با ترجمه به فارسی

  • (زنانه) کلاه (که لبه ی جلو آن بیرون زده است) · درپوش · کلاهک
  • برشته شدن · فحاشی کردن به · مرز گذاشتن · کباب کردن
اضافه کردن

ترجمه های "poke" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه