ترجمه "polar" به فارسی
قطبی, محوری, سرالی بهترین ترجمه های "polar" به فارسی هستند.
polar
adjective
دستور زبان
of, relating to, measured from, or referred to a geographic pole (the North Pole or South Pole) [..]
-
قطبی
adjectiverelating to a geographic pole
It's pure white, but it's not a polar bear.
او سفید یکدست است، اما خرس قطبی نیست.
-
محوری
adjective -
سرالی
-
ترجمه های کمتر
- مهم
- مرکزی
- جنوبگانی
- شمالگانی
- قطبشی
- کویانی
- کیانی
- اساسی
- (نهاد یا جهت و غیره) متضاد
- (کاملا) مخالف
- دارای قطبش یا قطبیت
- سرنوشت ساز
- وابسته به دیرک یا تیر چوبی (و غیره)
- وابسته به قطب شمال یا جنوب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " polar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Polar
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Polar" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Polar در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "polar" با ترجمه به فارسی
-
قطبیتدرمانی
-
موردتوجه
-
رفتار قطبي · قطبیت
-
شب قطبی
-
کلاهک یخی
-
مناطق قطبی
-
کلاهک یخی
-
شمالگان · منطقه شمالگان · منطقه قطب شمال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن