ترجمه "polarity" به فارسی
قطبش, قطبیت, تقارن بهترین ترجمه های "polarity" به فارسی هستند.
polarity
noun
دستور زبان
the separation, alignment or orientation of something into two opposed poles [..]
-
قطبش
-
قطبیت
There is no middle, there is no gray, just polarity.
حد وسطی نیست، خاکستری نداریم، فقط و فقط قطبیت.
-
تقارن
nounBoth things unbearable in their polarity.
در تقارن آن دو همه چیز غیرقابل تحمل بود.
-
ترجمه های کمتر
- تضاد
- دوگانگی
- سرالش
- قطبیدگی
- پادش
- پلاریته
- کیاگنی
- تضاد اختلاف
- تمایل قطبی
- خاصیت قطبی (نور یا آهن ربا)
- رفتار قطبي
- قطبی بودن
- قطبیت (خواص زیستی)
- مثبت یا منفی بودن (به ویژه برق)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " polarity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "polarity" با ترجمه به فارسی
-
قطبیتدرمانی
-
موردتوجه
-
رفتار قطبي · قطبیت
-
شب قطبی
-
کلاهک یخی
-
مناطق قطبی
-
کلاهک یخی
-
شمالگان · منطقه شمالگان · منطقه قطب شمال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن