ترجمه "pole" به فارسی

تیرک, قطب, پالار بهترین ترجمه های "pole" به فارسی هستند.

pole verb noun دستور زبان

Originally, a stick; now specifically, a long and slender piece of metal or (especially) wood, used for various construction or support purposes. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیرک

    long and slender object

    Well, you give me the model number on the tent, I can order you the poles.

    خوب شماره مدل چادرت رو بگو تا من تیرک اون رو سفارش بدم.

  • قطب

    Scott was the first man to reach the pole.

    اسکات نخستین انسانی بود که به قطب رسید.

  • پالار

    long and slender object

  • ترجمه های کمتر

    • ستون
    • چوب
    • میله
    • دکل
    • دسته، دسته بیل و کلنگ و پارو
    • دیرک
    • دستک
    • tir
    • جنوبگان
    • خله
    • سرال
    • شنگرک
    • پادشگاه
    • تیرچه
    • پایانه
    • راندن
    • (اسکی) باتون
    • (با تیر یا دیرک) مستحکم کردن
    • (در آب کم ژرفا قایق و غیره را) با چوب دراز راندن
    • (رویان شناسی) هر یک از بخش های متفاوت در مراحل اولیه ی جنین (که به آنها animal pole و vegetal pole می گویند)
    • (ریاضی) قطب
    • (معمولا از چوب یا آهن - معمولا گرد) تیر
    • (نواحی اطراف هر یک از دو قطب) شمالگان
    • (واحد اندازه گیری درازا برابر با 920/5 متر یا 92/52متر مربع) پول
    • (پرش با نیزه) نیزه
    • (پهلوی) مخ
    • (گاری و کالسکه و غیره) آسه
    • انتهای مثبت یا منفی (مدار الکتریکی یا مغناطیسی)
    • اهل لهستان
    • دسته (اگر دراز باشد)
    • قطب مغناطیسی
    • لهستانی (Polack هم می گویند)
    • محور (که اسب ها را به دو طرف آن می بندند)
    • نگه داشتن
    • هر یک از دو نیروی مخالف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pole " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pole noun دستور زبان

A person from Poland or of Polish descent. [..]

+ اضافه کردن

"Pole" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pole در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pole"

عباراتی شبیه به "pole" با ترجمه به فارسی

  • ماهیگیری با طعمه · ماهیگیری با قلاب · ماهیگیری با نی
  • ستونی پوشیده از نواره های سفید وقرمز (که از قدیم نشان دکان سلمانی بوده است)
  • شمالگان · قطب شمال
  • (قطب نما) نوک عقربه (که قطب جنوب را نشان می دهد) · قطب جنوب · قطب جنوب (واقع در اقلیم جنوبگان یا Antarctica)
  • تیر پرچم · میله پرچم
  • قطب مغناطیسی یکان
  • برهنه دکل، عریان دکل، با دکل های بی بادبان
  • قطب جنوب
اضافه کردن

ترجمه های "pole" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه