ترجمه "politician" به فارسی

سیاستمدار, پولیتیسین, دولتمرد بهترین ترجمه های "politician" به فارسی هستند.

politician noun دستور زبان

One engaged in politics, especially an elected or appointed government official. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیاستمدار

    noun

    one engaged in politics [..]

    Is there such a thing as an honest politician?

    آیا چیزی بعنوان سیاستمدار درستکار وجود دارد؟

  • پولیتیسین

    one engaged in politics

  • دولتمرد

  • ترجمه های کمتر

    • اهل زدوبند
    • خبره در امور سیاسی
    • دانشمند علوم سیاسی
    • سیاست باز
    • سیاست مدار
    • سیاست چی
    • کارشناس سیاسی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " politician " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "politician"

عباراتی شبیه به "politician" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "politician" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه