ترجمه "polo" به فارسی

چوگان, رجوع شود به water polo, مارکو پولو (جهانگرد ونیزی) بهترین ترجمه های "polo" به فارسی هستند.

polo noun دستور زبان

(uncountable) A ball game where two teams of players on horseback use long-handled mallets to propel the ball along the ground and into their opponent's goal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چوگان

    noun

    ball game [..]

    He was injecting them with steroids and then betting on polo matches.

    بهشون استروئيد تزريق ميکرده و بعدش تو مسابقات چوگان روشون شرطبندي ميکرده.

  • رجوع شود به water polo

  • مارکو پولو (جهانگرد ونیزی)

  • چوگان بازی

    for instance he'd brought down a string of polo ponies from Lake Forest.

    مثلاً تام از لیک فارست یک دسته اسب چوگان بازی همراه خودش آورده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " polo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Polo interjection noun دستور زبان

Shouted by a player of the game Marco Polo. Compare Marco. [..]

+ اضافه کردن

"Polo" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Polo در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "polo"

عباراتی شبیه به "polo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "polo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه