ترجمه "poltroon" به فارسی
بزدل, ترسو, جبون بهترین ترجمه های "poltroon" به فارسی هستند.
poltroon
adjective
noun
دستور زبان
An ignoble or total coward; a dastard; a mean-spirited wretch. [..]
-
بزدل
It would be easier for the weakest poltroon that lives, to erase himself from existence,
برای بزدل ترین آدم روی زمین از بین بردن خودش صد مرتبه آسانتر خواهد بود
-
ترسو
nouna young man as a poltroon
جوان تنومندی را به شکل مردی ترسو
-
جبون
-
بی غیرت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " poltroon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن