ترجمه "polymorph" به فارسی

چنددیس, (زیست شناسی) پرریخت, (شیمی - کان شناسی - ماده ای که به شکل های مختلف متبلور می شود) چند ریخت بهترین ترجمه های "polymorph" به فارسی هستند.

polymorph verb noun دستور زبان

(biology) Any organism that shows polymorphism [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چنددیس

  • (زیست شناسی) پرریخت

  • (شیمی - کان شناسی - ماده ای که به شکل های مختلف متبلور می شود) چند ریخت

  • چند ریخت

    I found a deep-trunk fiber optic hookup with polymorphic encryption.

    من ی سری ارتباطات از ی با رمز پنهان کردن چند ریخت با چند شکل رمزگذاری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " polymorph " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "polymorph" با ترجمه به فارسی

  • دی.ان.آ چندریختی تقویتشده تصادفی
  • پلیمورفیسم زيستشيميايي · چندریختی بیوشیمیایی · چندریختی زیستشیمیایی
  • (زیست شناسی) پرریختی · (شیمی - کان شناسی) چند ریخت بلوری · پلی مورفیسم · پلیمورفیسم · چند دیسی · چند ریختی · چندریختی · چندریختی در برنامه نویسی شی گرا · چندشکلی (ژنتیک)
  • وابسته به یا دارای چند شکل · پر ریخت (polymorphic هم می گویند) · چند ریخت
  • آر.آ.پی.دی · دی.ان.آ چندریختی تقویتشده تصادفی
  • پلیمورفیسم ژنتيكي · پلیمورفیسم ژنتیکی · چندریختی ژنتیکی
  • پلیمورفیسم آنزیمی · چندریختی آنزیمی
  • بسیار شکل · دارای چندین جزء
اضافه کردن

ترجمه های "polymorph" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه