ترجمه "polyp" به فارسی
پولیپ, گندمه, (به ویژه در بینی و مقعد و مثانه) پولیپ بهترین ترجمه های "polyp" به فارسی هستند.
polyp
noun
دستور زبان
(medicine) an abnormal growth protruding from a mucous membrane [..]
-
پولیپ
abnormal growth of tissue projecting from a mucous membrane
One coral polyp will divide itself again and again and again,
یک پولیپ مرجانی به طور مکرر خودش را تقسیم میکند،
-
گندمه
-
(به ویژه در بینی و مقعد و مثانه) پولیپ
-
ترجمه های کمتر
- (جانور شناسی) گزنه ی دریایی (انواع cnidarian های مار مانند که مژک های گزنده دارند - hydra هم می گویند)
- زایده ی گوشتی نرم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " polyp " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Polyp
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Polyp" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Polyp در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "polyp" با ترجمه به فارسی
-
پولیپ گردن رحم
-
اختلالات تكثيري · تکثیر بافت · پوليپها
-
پولیپ بینی
-
وابسته به یا همانند پولیپ (polyp) · پولیپی · گندمه ای · گندمه مانند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن