ترجمه "ponderable" به فارسی
اندیش پذیر, تعمق پذیر, غور کردنی بهترین ترجمه های "ponderable" به فارسی هستند.
ponderable
adjective
دستور زبان
(physics) Having a detectable amount of matter; having a measurable mass. [..]
-
اندیش پذیر
-
تعمق پذیر
-
غور کردنی
-
ترجمه های کمتر
- قابل توزین
- قابل ژرف اندیشی
- وزن کردنی
- ژرفش پذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ponderable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ponderable" با ترجمه به فارسی
-
به فکر فرورفتن · تامل كردن · تعمق کردن · تفکر کردن · در شگفت ماندن · سبک و سنگین کردن · سنجیدن · سگالیدن · عبادت کردن · غور کردن · نشخوار کردن · ژرف اندیشی کردن · ژرف نگری کردن
-
بسنگینی · بطور کسل کننده
-
سنجش پذیری
-
تأملات طو نی · غرق در افکار · متفکر
-
(بسیار) سنگین · (سبک نگارش یا سخن و غیره) سنگین و خسته کننده · ثقیل · حجیم · ستبر · سترگ · سخت و کسل کننده · سنگین و ناجور · فربه · مغلق و ملالت بار · وزین · پروزن · کت و گنده · کند و سنگین · گران · گنده · یغر
-
بخش عمده · سنگینی
-
سنگ · سنگینی · وزن · وزنه
-
نشخوار کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن