ترجمه "pontificate" به فارسی

(با تظاهر به دانش و عقل زیاد) اظهار عقیده کردن, (باخودنمایی و فضل فروشی) عمل کردن یا حرف زدن, (به عنوان پاپ یا مطران) سرپرستی کردن (به ویژه در مراسم عشای ربانی) بهترین ترجمه های "pontificate" به فارسی هستند.

pontificate verb noun دستور زبان

The state or term of office of a pontiff or pontifex. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (با تظاهر به دانش و عقل زیاد) اظهار عقیده کردن

  • (باخودنمایی و فضل فروشی) عمل کردن یا حرف زدن

  • (به عنوان پاپ یا مطران) سرپرستی کردن (به ویژه در مراسم عشای ربانی)

  • ترجمه های کمتر

    • اظهار فضل کردن
    • مقام یا دوران تصدی پاپ یا مطران
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pontificate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pontificate" با ترجمه به فارسی

  • با جامه یا ایین اسقفی · چنانکه شایسته اسقفان باشد
  • (مراسم کلیسا) تحت سرپرستی اسقف یا مطران · اسقفی · با جاه نمایی · تفرعن آمیز · جامه و نشان های پاپ یا مطران · فخرفروشانه · مطرانی · وابسته به پاپ · وابسته به کاهن اعظم یا کشیش اعظم · پاپی (papal هم می گویند) · پر طمطراق · پرباد و فیس · کتاب آیین عشای ربانی
اضافه کردن

ترجمه های "pontificate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه