ترجمه "pony" به فارسی

اسبچه, پونی, کوتوله بهترین ترجمه های "pony" به فارسی هستند.

pony adjective verb noun دستور زبان

Any of several small breeds of horse under 14.2 hands. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسبچه

    small horse

    I rode a very thin pony once.

    يه بار سوار يه اسبچه ي خيلي لاغر شدم.

  • پونی

    small horse

    really like ponies, and so they've set that as the default tag.

    اسبهای پونی را دوست دارند، بنابراین آنها این را به عنوان برچسبِ پیشفرض تنظیم کردهاند.

  • کوتوله

    ill take the pony

    اون کوتوله با من

  • ترجمه های کمتر

    • تاتو
    • (امریکا-خودمانی ) اسب مسابقه
    • (انگلیس - خودمانی) مبلغ 52 پوند
    • (خودمانی - با: up) تسویه حساب کردن (با پرداخت پول)
    • (مشروب) به اندازه ی یک گیلاس کوچک
    • اسب کوچک (ارتفاع کپل از زمین : کمتر از 85 اینچ)
    • ترجمه ی خشک و تحت اللفظی (به ویژه برای انجام تکلیف مدرسه)
    • ترجمه ی رونویس شده (تقلبی)
    • دزدی ادبی
    • لیوان کوچک
    • مشق تقلبی
    • هر چیز کوچکتر از معمول
    • گیلاس کوچک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pony " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pony
+ اضافه کردن

"Pony" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pony در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pony"

عباراتی شبیه به "pony" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا- از 0681 تا 1681) حمل پست توسط اسب های تندرو (که هر چند کیلومتر عوض می شدند) · چاپار
  • اسب کوتوله ی شتلند · تاتوی شتلند
  • اسبچهها
  • پرداختن
  • اسب ویژه ی گاوچرانان · اسب گله داران
اضافه کردن

ترجمه های "pony" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه