ترجمه "poppy" به فارسی
شقایق, خشخاش, آذرگون بهترین ترجمه های "poppy" به فارسی هستند.
poppy
adjective
noun
دستور زبان
Any plant of the species Papaver, with crumpled often red petals and a milky juice. [..]
-
شقایق
noun properplant [..]
For my part I don't tremble before a poppy, the little red hat inspires me with no alarm.
اما من هرگز جلو یک شقایق نمیلرزم، کلاه کوچک سرخ هیچ وحشت در من ایجاد نمیکند.
-
خشخاش
nounAny plant of the species Papaver, with crumpled often red petals and a milky juice.
To the east are the deadly poppy fields.
شرقش که پر از زمين هاي خشخاش مرگباره.
-
آذرگون
plant
-
ترجمه های کمتر
- كوكنار
- کوکنار
- تریاک
- (گیاه شناسی) گیاه خشخاش
- انواع گیاهان مشابه خشخاش از تیره ی کوکناریان
- بوته خشخاش
- تاراخیرا (جنس Papaver)
- رجوع شود به poppy red
- شیرابه ی خشخاش (poppy juice هم می گویند)
- وابسته به کوکناریان (تیره ی Papaveraceaeاز راسته ی Papaverales - دو لپه ای)
- گل خشخاش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " poppy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Poppy
proper
(mostly U.K.): A female given name, a flower name used since the end of the 19th century. [..]
-
خشخاش
noun
تصاویر با "poppy"
عباراتی شبیه به "poppy" با ترجمه به فارسی
-
خشخاش بیابانی
-
رنگ گل شقایق · قرمز مایل به نارنجی
-
تحت تاثیر افیون · نشئه ی تریاک · پوشیده از خشخاش
-
(گیاه شناسی) شقایق کالیفرنیا (Eschscholtzia californica از خانواده ی poppy)
-
خشخاش زراعی
-
شقایق سرخ
-
(گیاه شناسی) خشخاش تیغی (جنس Argemone)
-
(گیاه شناسی) خشخاش · خشخاش · كوكنار · نارکوک · پاپاور سومنیفروم · کوکنار (Papaver somniferum)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن