ترجمه "pored" به فارسی

خلل وفرج دار ترجمه "pored" به فارسی است.

pored verb

Simple past tense and past participle of pore. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلل وفرج دار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pored " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pored" با ترجمه به فارسی

  • (با دقت) خواندن · (جمع) مسامات · (در اصل) گذرگاه · (نادر) زل زل نگاه کردن · (پوست انسان و جانوران و گیاهان) روزن · با دقتدیدن · خلل و فرج · خلل وفرج · خیره شدن · راه · رجوع شود به ponder · روزنه · سوراخچه · محکم کردن · مسام · مطالعه کردن · چاک
  • بررسی، وارسی، معاینه
  • درشتمنافذ خاك · ريزمنافذ خاك · سیستم منفذی خاک · نفوذپذيري خاك
  • مطالعه
  • (گیاه شناسی) قارچ روزندار (تیره های Boletaceae و Poliporaceae)
اضافه کردن

ترجمه های "pored" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه