ترجمه "porky" به فارسی

چاق, خوکسان, خوکی بهترین ترجمه های "porky" به فارسی هستند.

porky adjective noun دستور زبان

(slang) Rather fat. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چاق

    adjective

    Dudley was blond, pink, and porky.

    دادلی نیز بور و چاق بود و پوست سرخ و سفیدی داشت.

  • خوکسان

  • خوکی

  • ترجمه های کمتر

    • پروار
    • گامبو
    • فربه
    • پررو
    • (خودمانی) گستاخ
    • دهان دریده
    • وابسته به یا مانند خوک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " porky " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "porky" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه