ترجمه "porose" به فارسی

متخلل, خلل وفرج دار, پر منفذ بهترین ترجمه های "porose" به فارسی هستند.

porose adjective

forming a continuous series of pores; "a porose hymenium"

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متخلل

  • خلل وفرج دار

  • پر منفذ

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " porose " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "porose" با ترجمه به فارسی

  • (به ویژه در سنگ) نسبت خلل و فرج به حجم · تخلخل · خلل وفرج · داشتن روزنه یا مسامات یا خلل و فرج · رخنه · روزن · روزن داری · مسامه (مسامات) · میزان روزن داری · هرچیز روزن دار · پوکی
  • درشتمنافذ خاك · ريزمنافذ خاك · سیستم منفذی خاک · نفوذپذيري خاك
اضافه کردن

ترجمه های "porose" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه