ترجمه "porter" به فارسی
دربان, حمال, باربر بهترین ترجمه های "porter" به فارسی هستند.
porter
verb
noun
دستور زبان
A person who carries luggage and related objects. [..]
-
دربان
nounDon't forget to tip the porter for carrying your luggage.
فراموش نکن!به دربان بابت حمل چمدانت انعام بدهی.
-
حمال
nounEugenie ordered the porter to put down the portmanteau
او ژنی آنجا به حمال گفت خورجین را نهاده.
-
باربر
nounباربر - حمال - کسی که بار جابجا می کند
Mais, assez puissant! said the other porter sagely.
باربر بعدی فیلسوف مآبانه گفت: اما خیلی قدرت داشت!
-
ترجمه های کمتر
- پورتر
- سرایدار
- پیشخدمت
- مستخدم
- آبجوسیاه
- حاجب
- فراش
- (ایستگاه راه آهن یا هتل و غیره) باربر
- (راه آهن) مستخدم قطار
- (رستوران و بانک و فروشگاه و غیره) مامور نظافت
- (کلیسای کاتولیک) کشیش دون پایه
- حمالی کردن
- دروازه بان
- دهانه رودخانه
- چمدان کش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " porter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Porter
proper
noun
A surname. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Porter" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Porter در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "porter"
عباراتی شبیه به "porter" با ترجمه به فارسی
-
(فرانسه) پیش دوخته (جامه) · آماده ی پوشیدن
-
کول پورتر
-
دروازه بان · دهانه رودخانه
-
ادوین اس پورتر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن