ترجمه "post mortem" به فارسی
پس از مرگ, پسکاوی, کالبدگشایی بهترین ترجمه های "post mortem" به فارسی هستند.
post mortem
noun
adverb
دستور زبان
Occurring after death. [..]
-
پس از مرگ
occurring after death
Let him refuse and there would be post mortems, all sorts of complications.
اگر از این کار خودداری کند، معاینهی پس از مرگ و گرفتاریهای دیگر را به دنبال خواهد داشت.
-
پسکاوی
Any investigation after something considered unsuccessful
-
کالبدگشایی
An investigation of a corpse to determine the cause of death; an autopsy
-
گذشتهسنجی
Any investigation after something considered unsuccessful
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " post mortem " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "post mortem" با ترجمه به فارسی
-
شیمی پسامرگ
-
(مجازی) بررسی دقیق هرچیز تازه پایان یافته · (مخفف : post-mortem examination) کالبدشکافی · انجام شده پس از مرگ · وابسته به پس از مرگ · وابسته به کالبدشکافی (تشریح جسد برای کشف علت مرگ و غیره) · پس از مرگ · پس مرگی · کالبد شکافی · گذشته سنجی
-
عکاسی پس از مرگ
-
پس از مرگ · کالبد شکافی · کالبدشکافی (autopsy هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن