ترجمه "postal" به فارسی

پستی, چاپاری, (عامیانه) کارت پستال بهترین ترجمه های "postal" به فارسی هستند.

postal adjective دستور زبان

Relating to the collection, sorting and delivery of mail. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پستی

    The Monteristos were besieging Cayta, an important postal link.

    هواداران مونترو به تدریج کایتا را محاصره میکردند یعنی مرکز مهم ارتباطات پستی را.

  • چاپاری

  • (عامیانه) کارت پستال

  • وابسته به پست یا پستخانه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " postal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "postal" با ترجمه به فارسی

  • حواله پول
  • (امریکا) کارت پستال · کارت پستال
  • (کانادا) کد پستی (انگلیس و امریکا: postcode) · کد پستی
  • صندوق پستی
  • خدمات پستی · رجوع شود به post office
  • نامه ی پست هوایی · پاکتی که تمبر بر آن چاپ شده · کارت پستال
اضافه کردن

ترجمه های "postal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه