ترجمه "posteriority" به فارسی
تاخر, عقب تری بهترین ترجمه های "posteriority" به فارسی هستند.
posteriority
noun
دستور زبان
The condition of being posterior (in any sense) [..]
-
تاخر
-
عقب تری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " posteriority " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "posteriority" با ترجمه به فارسی
-
اتاقک خلفی
-
دبر · سرین · کفل
-
عضله درشت نئی پشتی
-
سرخرگ مغزی پشتی
-
(عامیانه) ما تحت · (گیاه شناسی) کنار ساقه ی اصلی · اساس · بعدی · خلفی · خلفی (در برابر: قدامی) · درعقب · ساقه کناری · عقبی · قبلی · قسمت نهایی · پس آیند · پسین · پشت · پشتی (در برابر: جلوی anterior) · کون و کفل · کپل
-
ماهیچه دندانهای پشتی فوقانی
-
رباط متقاطع پشتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن