ترجمه "postmaster" به فارسی
(در اصل) متصدی اسب های چاپاری, رئیس اداره پست, رییس پستخانه بهترین ترجمه های "postmaster" به فارسی هستند.
postmaster
noun
دستور زبان
the account name of the administrator of an electronic mail system [..]
-
(در اصل) متصدی اسب های چاپاری
-
رئیس اداره پست
head of a post office
-
رییس پستخانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " postmaster " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "postmaster" با ترجمه به فارسی
-
رییس کل پست کشور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن