ترجمه "postponable" به فارسی

بتاخیر انداختنی ترجمه "postponable" به فارسی است.

postponable adjective دستور زبان

That can be postponed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بتاخیر انداختنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " postponable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "postponable" با ترجمه به فارسی

  • (دستور زبان) در آخر جمله قرار دادن · از سرباز کردن · به بعد موکول کردن · به تعويق انداختن · به تعویق انداختن · درنگاندن · عقب انداختن · مطرح کردن · معوق گذاردن · واپس انداختن · واپساندن
  • تاخیر انداز
  • تاخیر · تعویق · عقب اندازی
  • (دستور زبان) در آخر جمله قرار دادن · از سرباز کردن · به بعد موکول کردن · به تعويق انداختن · به تعویق انداختن · درنگاندن · عقب انداختن · مطرح کردن · معوق گذاردن · واپس انداختن · واپساندن
اضافه کردن

ترجمه های "postponable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه