ترجمه "potato" به فارسی
سیبزمینی, سیب زمینی, (گیاه شناسی) بته ی سیب زمینی (Solanum tuberosum از خانواده ی nightshade) بهترین ترجمه های "potato" به فارسی هستند.
A plant tuber, Solanum tuberosum, eaten as a starchy vegetable, particularly in the Americas and Europe [..]
-
سیبزمینی
nounplant tuber eaten as starchy vegetable
They generally had ten pounds or so of potatoes in reserve.
آنها در حدود پنج کیلو سیبزمینی همراه داشتند.
-
سیب زمینی
nounA tuberous plant, Solanum tuberosum, often eaten as a starchy vegetable, particularly in the Americas and Europe.
Oh, and you might give me an order of French fried potatoes.
او هون، یک ظرف سیب زمینی سرخ کرده هم برایم بیاور.
-
(گیاه شناسی) بته ی سیب زمینی (Solanum tuberosum از خانواده ی nightshade)
-
ترجمه های کمتر
- رجوع شود به sweet potato
- چاقوی کوتاه
- کج بیل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " potato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Potato" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Potato در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "potato"
عباراتی شبیه به "potato" با ترجمه به فارسی
-
آرد سيبزميني
-
پوره سیبزمینی
-
سیب زمینی · چاقوی کوتاه · کج بیل
-
لوتئوویروس برگقاشقی سیبزمینی · ويروس برگقاشقي سيبزميني
-
سیبزمینی تنوری
-
ويروس واي سيبزميني · پوتیویروس وای سیبزمینی
-
پوره سیبزمینی
-
سیبزمینیهای بذری