ترجمه "potbellied" به فارسی
(مشهدی) قتل, زمبه دار, شکم دار بهترین ترجمه های "potbellied" به فارسی هستند.
potbellied
adjective
دستور زبان
having a potbelly [..]
-
(مشهدی) قتل
-
زمبه دار
-
شکم دار
-
شکم گنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " potbellied " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "potbellied" با ترجمه به فارسی
-
شکم گنده
-
بنگاه · شرکت · شکم بیرون زده · شکم خیک مانند · شکم گنده · معده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن