ترجمه "potion" به فارسی
معجون, جرعه, آشامه بهترین ترجمه های "potion" به فارسی هستند.
potion
verb
noun
دستور زبان
A small portion or dose of a liquid which is medicinal, poisonous, or magical. [..]
-
معجون
Behind her they heard the gloop gloop of the bubbling, glutinous potion.
از پشت هرمیون صدای قلپقلپ معجون غلیظ میآمد که آهسته میجوشید.
-
جرعه
nounTrooper's girlfriend makes a new potion.
دوست دختر تروپر اين جرعه رو درست مي کنه تا اونو کوچيک کنه
-
آشامه
-
ترجمه های کمتر
- آب دارو
- آب زهر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " potion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "potion" با ترجمه به فارسی
-
طلسم عشق
-
معجون عشق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن