ترجمه "pottery" به فارسی

سفالگری, کوزه گری, سفالینه ها (earthenware هم می گویند) بهترین ترجمه های "pottery" به فارسی هستند.

pottery noun دستور زبان

(countable) A potter's (work)shop, where pottery is made [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سفالگری

    noun

    craft of making objects from clay

    That means I had to actually learn every aspect of making pottery by hand.

    اين بدان معنی است که من بايد همه نکته های سفالگری را از طريق دستهای خودم ياد میگرفتم.

  • کوزه گری

    noun

    I had to apprentice myself in order to become a pottery master.

    بايد خودتان چيز ياد بگيريد تا در نهايت استاد کوزه گری بشويد.

  • سفالینه ها (earthenware هم می گویند)

  • ترجمه های کمتر

    • ظروف سفالی
    • ظروف سفالین
    • کارخانه ی سفالگری
    • کارگاه کوزه گری
    • کوزه گر خانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pottery " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pottery" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه