ترجمه "poultry" به فارسی

ماکیان, پرنده, طیور بهترین ترجمه های "poultry" به فارسی هستند.

poultry noun دستور زبان

domestic fowl (chickens, ducks, turkeys and geese) raised for food (either meat or eggs) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماکیان

    birds [..]

    Bodies of animals prepared for the market; includes poultry

    لاشه حیوانات آماده بازار؛ دربرگیرنده ماکیان هم هست

  • پرنده

    noun

    I'll stick out like a pig in a poultry shop.

    مثل يه خوک توي يه پرنده فروشي مشخصم

  • طیور

  • ترجمه های کمتر

    • بوقلمون و غاز (و غیره)
    • مرغ و خروس
    • مرغ وخروس
    • پرندگان اهليشده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " poultry " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Poultry proper

a street in the City between Cheapside and Cornhill [..]

+ اضافه کردن

"Poultry" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Poultry در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "poultry"

عباراتی شبیه به "poultry" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "poultry" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه