ترجمه "pour" به فارسی
ریختن, ریزش, رگبار بهترین ترجمه های "pour" به فارسی هستند.
pour
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To cause to flow in a stream, as a liquid or anything flowing like a liquid, either out of a vessel or into it [..]
-
ریختن
verbto cause to flow in a stream
Through the breach, they heard the waters pour, as mountain torrents down a flume.
از میان شکاف صدای ریختن آب همچون سیلابهای کوهستانی در نهر آسیاب شنیده میشد.
-
ریزش
'Just pour it in there.
فقط به ریزش اینجا.
-
رگبار
nounshe had been afraid it would pour down every moment
میترسید هر آن رگبار بگیرد...
-
ترجمه های کمتر
- شاریدن
- شریدن
- (با ریختن چای یا قهوه در مهمانی) میزبانی کردن
- (باران) رگبار شدن
- (بتون و پولاد و غیره - در قالب) ریختن
- (جان یا خون و غیره) دادن
- (سیل وار) بیرون دادن یا فرستادن
- ازدحام کردن
- باران شدید
- بارور بودن
- جاری شدن
- ریزش کردن
- شرشر باریدن
- عمل ریختن (به ویژه در قالب)
- فراوان بودن
- نثار کردن
- هجوم آوردن
- پر بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pour " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pour"
عباراتی شبیه به "pour" با ترجمه به فارسی
-
کفپوش درجاریز
-
درجاریز
-
مصطفی پورمحمدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن