ترجمه "powder" به فارسی
پودر, باروت, گرد بهترین ترجمه های "powder" به فارسی هستند.
The fine particles to which any dry substance is reduced by pounding, grinding, or triturating, or into which it falls by decay; dust. [..]
-
پودر
nounfine particles of any dry substance [..]
She put down the box of powder, and looked at me over her shoulder.
درحالیکه قوطی پودر خود را باز میکرد نگاه دیگری به من کرد.
-
باروت
nounHis rosy lips were blackened with heat, the smoke of gun powder.
لبان سرخ رنگش از شدت گرما سیاه شد، دود باروت.
-
گرد
nounI don't even know what itching powder is!
من روحم هم خبر ندارد که گرد خارش آور چیست!
-
ترجمه های کمتر
- خاکه
- غبار
- آرد
- گرده
- بارود
- سوده
- (به صورت گرد) دارو
- آرد کردن یا شدن
- آس کردن یا شدن
- باروت (gunpowder هم می گویند)
- برف خشک و پودر مانند (مناسب برای اسکی بازی) (powder snow هم می گویند)
- تبدیل به پودر یا گرد کردن
- پودر زدن به
- گرد پاشیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " powder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Powder" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Powder در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "powder"
عباراتی شبیه به "powder" با ترجمه به فارسی
-
(ظرف یا بطری پهن برای حمل باروت) باروت دان · دبه ی باروت
-
شير پودرشده · شيرخشكشده · شیرخشک · پودر شير
-
حشره کش
-
رنگ زدا · ماده ی رنگبر · کلرید آهک · گرد سفیدگر (برای سفید کردن پارچه ی بی رنگ هنگام شستن)
-
باروت بی دود · باروت بیدود
-
گرد جلا (برای برق انداختن شیشه و فلز)
-
پودر چیلی · گرد فلفل قرمز (معمولا آمیخته با ادویه ی دیگر)
-
(ادویه) کاری · آمیزه ای از کاری و فلفل و چند ادویه ی دیگر · گردکاری