ترجمه "pox" به فارسی

آبله, سیفلیس, ابله بهترین ترجمه های "pox" به فارسی هستند.

pox verb noun دستور زبان

(pathology) A disease characterized by purulent skin eruptions that may leave pockmarks. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبله

    A disease characterized by purulent skin eruptions that may leave pockmarks

    Your pap's got the small pox, and you know it precious well.

    بابات آبله گرفته و تو هم می دنی.

  • سیفلیس

    noun
  • ابله

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • آبله مرغان
    • هریک از بیماری هایی که موجب جوش یا بثور می شوند: آبله
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pox " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pox" با ترجمه به فارسی

  • آبله مرغان
  • سوييپوكسويروس · ويروس آبله خوكي · پوکسویریده
  • ويروس آبله آلو · پوتیویروس آبله آلو
  • ويروس آبله آلو · پوتیویروس آبله آلو
  • ويروس آبله بزي · ويروس آبله گوسفندي · ويروس بيماري لامپي پوست · کاپریپوکسویروس
  • ويروس آبله آلو
  • آویپوکسویروس · ويروس آبله مرغ
  • آبله گوسفندي
اضافه کردن

ترجمه های "pox" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه