ترجمه "pragmatist" به فارسی

مصلحت گرای, پیرو فلسفه عملی بهترین ترجمه های "pragmatist" به فارسی هستند.

pragmatist adjective noun دستور زبان

One who acts in a practical or straightforward manner; one who is pragmatic; one who values practicality or pragmatism. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مصلحت گرای

  • پیرو فلسفه عملی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pragmatist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pragmatist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه