ترجمه "prairie" به فارسی

چمن, دشت, مرغزار بهترین ترجمه های "prairie" به فارسی هستند.

prairie noun دستور زبان

An extensive area of relatively flat grassland with few, if any, trees, especially in North America. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چمن

    noun

    For a while I et frogs and squirrels and prairie dogs sometimes.

    چند وقتی وزغ و سنجاب میخورم و بعضی وقتها هم سگ چمن.

  • دشت

    noun adjective

    Life on the prairie farm was happy.

    زندگی در دشت و تپه بسیار دلپسند بود.

  • مرغزار

    noun

    You would have thought the middle of that prairie a fairly safe place for a man to be private

    مرا بگو که خیال میکردم وسط آن مرغزار برای خلوت کردن جای خیلی مناسبی است.

  • ترجمه های کمتر

    • Prairie
    • راود
    • چرامین
    • (ناحیه ی وسیع و نسبتا هموار و پوشیده از علف به ویژه در اطراف رود می سی سی پی) هامون
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prairie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Prairie proper

Alternative form of [i]Prairies[/i]

+ اضافه کردن

"Prairie" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Prairie در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "prairie"

عباراتی شبیه به "prairie" با ترجمه به فارسی

  • (جانور شناسی) سگ هامون (جنس Cynomys از تیره ی Sciuridae که جوندگان بومی امریکای شمالی هستند و مانند سگ صدامی کنند) · سگ دشتی
  • رجوع شود به breadroot
  • سگ دشتی دمسیاه
  • (امریکا - سده ی 91) گاری سرپوشیده (که کوچگران با آن سفر می کردند) · هامون نورد
  • چمنزارها
  • (گیاه شناسی) اسپیره ی امریکایی (Filipendula rubra)
  • خاكهاي چراگاه · خاكهاي چمنزار · خاكهاي چمني · خاکهای علفزار
  • سگ دشتی
اضافه کردن

ترجمه های "prairie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه