ترجمه "praise" به فارسی

ستایش, تحسین, آفرین بهترین ترجمه های "praise" به فارسی هستند.

praise verb noun دستور زبان

commendation, thanks, props. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستایش

    noun

    worship [..]

    When we “inhale” the praise of others, that praise will be our compensation.

    وقتی ما ستایش دیگران را ”تنفّس“ می کنیم، تحسین جبران کار ما خواهد بود.

  • تحسین

    noun

    Maitre Cantal was not a man to lavish praise.

    استاد کانتال مردی نبود که به راحتی کار کسی را تحسین کن.

  • آفرین

    interjection verb noun

    commendation; favorable representation in words

    when Louisa returned, instead of praising Jean Christophe, she used to say to him

    لوئی زا، هنگامی که به خانه بازمیگشت، از دیدن این همه ریخت و پاش، به جای آن که به کریستف آفرین بگوید

  • ترجمه های کمتر

    • ستودن
    • سون
    • مدح
    • درود
    • نیایش
    • مدیحه
    • تعریف کردن
    • تمجید کردن
    • تمجید
    • حمد
    • جلال
    • شکر
    • ثنا
    • تجلیل
    • تحسين
    • تمجیدکردن
    • ستاییدن
    • (خدا را) نیایش کردن (به ویژه با سرود)
    • (در اصل) ارزیابی کردن
    • آفرین گفتن
    • احسنت گفتن
    • تحسین کردن
    • حمد کردن
    • ستایش کردن
    • شکرگزاری کرن
    • قیمت گذاری کردن
    • مرحبا گفتن
    • نیایش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " praise " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Praise
+ اضافه کردن

"Praise" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Praise در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "praise" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "praise" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه