ترجمه "precept" به فارسی
فرمان, حکم, دستور بهترین ترجمه های "precept" به فارسی هستند.
precept
verb
noun
دستور زبان
A rule or principle, especially one governing personal conduct. [..]
-
فرمان
noun -
حکم
noun -
دستور
nounThe essential doctrine of uniting families came forth line upon line and precept upon precept.
آئین متّحد کردن خانواده ها سطر به سطر و دستور به دستور صادر شد.
-
ترجمه های کمتر
- قاعده
- پند
- اندرز
- آموزه
- افراه
- معلمی
- اموزش
- تعلیمات
- تدریس
- تعلیم
- (اخلاقی یا مذهبی) اصل
- (حقوق) قرار دادگاه
- اصل فنی
- حکم دادگاه
- دستور العمل
- دستور خدا
- قاعده اخلاقی
- قاعده ی علمی
- هنجار حقوقی
- پند و امثال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " precept " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Precept
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Precept" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Precept در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "precept" با ترجمه به فارسی
-
آموزه ای · اندرزی · فرمانی · وابسته به اصول اخلاقی یا مذهبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن